|
همیشه میگفتم یا مهدی کی ظهور میکنی؟؟؟این همه مشتاق؟؟؟این همه منتظر؟؟؟فکر میکردم کم کم زمینه ظهور مهیا میشه امام میاد ولی دو سه روز پیش مجله ای دستم بود ار مدعیان دروغین!!!!که ادعای امام بودن ویا ارتیاط داشتن با امام زمان رو داشتند!!!!ناراحت کننده تر از این چه ساده لوحانی که حرفهایشان را باور کرده بودند!!!! مگر امام نشانه ایی ندارد.مگر روز خاصی برای ظهور ندارد.مگر....مگر کتاب گمشده ایی ندارد که با آمدن مدعی سراغ کتابش را بگرند تا او رسوا شود بیا مهدی بیا...تا شرمسار شوند آنهایی که خود را جای تو خواندند
دستانتم را میگشایم به سویت...دردهایم را میگویم...چشمهایم را می گشایم...گل نرگس را به یاد می آورم...لطافت...پاکی...زیبایی را نظاره می کنم
تو که هستی که همه اینگونه مشتاق تواند...تو که هستی که در عین غیبتت باز هم اشک چشم جاریست؟؟؟؟ میدانم که هستی..تو آن بزرگ مردی هستی از جنس نور...آن بزرگ مردی که اسمت آرامش جان من است... ای مهدی..آدینه ها گذشتند،این آدینه هم گذشت و تو نیامدی...ای مولای من...بیا..بیا تا آرام گیرد این صدای آزادی خواهی مظلومان..بیا تا به خاکستر نشیند سلطه ی ابر قدرتان..بیا تا رها شود آن گنجشک درون قفس..تا...تا روان شود اشک شوق زمین...تا جان دگر یابد از وجودت بیا مهدی جانم بیا امشب به امید وصلت ای روح حیات جا کرده ام از شوق به دشت عرفات تا دیده ام به دیدار تو روشن گردد نذر تو نموده ام صدو ده صلوات منبع:گلواژه های ملکوتی/فاطمه محمدی گراشی
پروردگارا..... کی خواهد آمد.......مگر فریاد داد خواهی انسانهای مظلوم و کودکان بغض کرده بر پیکر بی جان مادر کافی نیست؟ ای مهدی موعود تا کی این کودکان معصوم شاهد این صحنه های دردآور باشند؟ تاکی عرق شرم انسانیت به خاطر وجود انسانهای مستکبر بر پیشانی تراوش شود؟ ای مهدی.....این کودکان چشم انتظار تو هستند.نمی آیی؟
پروردگارا چنان صبر وآرامشی ده...تا حصار بردباری و شکیباییم با رفتارهای ناپسند دیگران نشکند...چنان محبتی ده ...که بتوان بار دیگر آنها را دوست داشته باشم...وچنان توانایی ده ...که آنها را در سختیها تنها نگذارم...دیگر نمی دانم چه بگویم برایت...تو که از سر دورن من و نجوای عاشقانه ی هر شبم اگاهی...
بار الهی تو نیز مرهمی بر زخم بنشان که تو آرامش دهنده ایی
آه اي خدا دلم براي نوشتن برات تنگ شده ميدوني چند مدته برات ننوشتم؟ از خودم از همه از....ماه محرم.ماه عشق.ماه آرامش.....ميدني تمام وجودم عزاست...امسال بيشتر ار سالهاي قبل دلم حسيني شده...عاشورا...يه واژه پر از معني...پر از غم.... يا حسين ديوونتم...اي امام حسين دعا كن بيام پيشت...آشفته ام...درد دارم ..دوا ندارم...در مونده ام..خاك كربلا با بودن تو ارزش پيدا كرد..لياقت داشت...ما لياقت چي رو داريم؟؟؟
پروردگارا.تو این مدت زندگیم سرد و بی روح بود .تو هم دیدیش؟؟؟؟؟؟؟؟
خدا جونم!قلبمو تو دستت بگیر و لمسش کن.دیدی هیچ رونقی نداره.گلی نداره.خشک شده خدا جونم !یه قطره آب روی قلبم بریز.ببین چطوری گلستان میشه.ببین نور خورشید به اون قشنگی چه جلایی بهش میده خدا یا اونوقته که میتونم دل کسی دیگه رو هم گلستان کنم
آه ای خدا...وقتی هوا را از آدمیان بگیری....تازه میفهمند که نفس کشیدن چه لذتی دارد....وتا سلامتی را از انسانها نگیری....نمیفهمند که سلامتی چه چیز گرانبهایست....تا ماهی در آب و آدمی در هوا نباشد تازه میفهمد آب چه نعمتی و هوا چه گرانبها ولذت بخش است...وما چون درخت سیراب از آب...و همچو ماهی. در بحر الطاف ونعمتهایت شناوریم ونمیفهمیم که چه آسوده و لذت بخش زندگی میکنیم ....و نمیفهمیم که این فضل بی کرانت آزمونی ست برای ما بار خدایا ...مرا از آن دسته قرا ده که که از شکرت غافل نشده اند و زبانشان به شکرت باز است...بار خدایا این پره غفلت و خود خواهی را از دیده بانمان بردار تا واقعیت را درک کنیم ...وهمواره در آسایش و سختی تو را سپاس گویم و گله مند کارهایت نباشم
تقریبا یکی دو ماه قبل از ماه محرم دلم هوای محرم کرده بود می دونستم چرا..چون ارامش خودم رو گم کرده بودم و به دنبال آرامش بودم.سال قبل ازش استفاده نکردم پشیمون بودم الان ساعت یک شبه و تلویزبون داره میخونه روی قلبم روی این زخم غم می مونه ...کمرم دیگه مثل مادر خم می مونه می دونه که فکرو میسوزونه نه دلم رو ...توی این فکرم که خواهرم بی محرم بمونه ...پاشو بریم توی حرم عزا خونه به پا شده آه خدای من...چه زیبا میخونه...نمیتونم حس خودمو بگم و ای کاش میتونستم زباناً براتون بگم ای امام حسین..من چه طوری میتونم این همه عظمتت رو فراموش کنم..چه طوری میتونم فکرشو کنم که بر تو چه گذشت....چه طوری میتونم این همه شجاعت... دلیری...وصبر... تو رو تصور کنم وقتی که خودم تحمل درد رو ندارم چه برسه به سوگ عزیزانم....و حال تو در سوگ فرزند ام البنین هستی !!! پ.ن.شنیدی گفتن... کل ارض کربلاو کل یوم عاشورا... راست میگن کاشکی همیشه عاشورا بود و وهمیشه دلیل سبک شدنم تو باشی وحسین یعنی عشق پ.ن.ممنونم از آزاد که عکساشو در اختیارم میزاره
|
درباره وبلاگ
من ندا متولد 16بهمن1369 هستم .این وبلاگ رو برای این درست کردم تا نوشته ام رو در آن قرار دهم وخدا را به خاطر همه ی الطافش شاکرم عشق بهترین است ومخصوص خداوند.خدایی که تمام هست ونیستم از اوست
مرداد 1388 دی 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 پیوندها
ابرکرامت
نوشته های من |